اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

خانه‌تکانی 93
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: عکاسی با موبایل گوشتکوبی

 

خانه‌تکانی مزه‌ی عجیبی دارد. این سابیدن‌ها خوب دل را خنک می‌کند.

 

مثل این است که سال گذشته را زیر مشت و لگد می‌گیری.

 

مثل این است که تیزی فرو می‌‌کنی توی شکمش و روده‌های متعفنش را بیرون می‌کشی و می‌اندازی جلوی خوک‌ها.

 

مثل این است که رخت نارنجی تنش می‌کنی و جلوی دوربین روی زانو می‌نشانیش، و برای عبرت سال پش‌رو رو به دوربین خط و نشان می‌کشی، و بعد بی‌هوا تیغ می‌زنی به شاهرگش و آهسته آهسته می‌گذاری جان بکند، و بعد که دارد دیگر جانش خوب در می‌رود، توی چشمش زل می‌زنی و تیغ را از خرخره‌اش رد می‌کنی و با یک ضربه‌ی نرم و دقیق گردنش را می‌شکنی، بعد بلند می‌شوی و با دست‌های سرخت دستی به صورت سرخترت می‌کشی، و جلو می‌روی و دوربین را خاموش می‌کنی و می‌روی یک گوشه برای خودت می‌نشینی و سیگاری آتش می‌کنی و بارها و بارها دکمه پلی را می‌زنی.

 

 

امسال اصلا برایم سال خوبی نبود. با امید شروعش کردم اما هیچ‌کدام از امیدهایم به حقیقت نزدیک نشد. حس یک کوزه‌ی خالی را دارم. صدا درونم می‌پیچد.

 

شاید فقط توی این وبلاگ و در کنار دوستانم بود که لحظه‌های شاد به سراغم می‌آمد. از همگیتان ممنونم. لبخند

 

 

****

موسیقی این پست را از دوست هنرمندم آقای جعفری به امانت می‌گیرم و تقدیمش می‌کنم به خود ایشان، و چهار دوست خوب دیگرم، آقای د، و سپیده جان، و ستاره جان، و علی آقای گل و آقا محسن و همچنین به آقای بوترابی عزیز که نقش پروفسور دامبلدور را دارند در این پرشین خراب‌شده.

ریمیکسی از موسیقی متن فیلم بابل.

دانلود از اینجا

 

 

 

 

سال نو به مبارکی و خوشی و شادی.

لبخند

 

***********



 
ایزدبانوهای زمینی
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: اینجا ایران ، برگردان ترانه ، دانلود موسیقی

 

خانواده‌ای را می‌شناسم که پسری دوازده‌ساله دارد و دختری ده ساله. مادر و پدر دهه‌ی پنجاهی هستند. پسر نورچشمی مادر و  بدجوری زیر سلطه‌ی اوست و هر کاری می ‌کند که او را راضی نگه دارد. دختر در رقابت برای کسب توجه مادر سعی دارد در هر کاری بهتر از برادر عمل کند و اغلب ناموفق است. این عدم موفقیت ناشی از استرس اوست و نه کمبود توانایی.

 

در خانه‌شان نشانه‌‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد پسر خانواده بیشتر از خواهرش مورد توجه است. نشانه‌ها نامحسوس و ریز هستند و در نگاه اول خنده‌آور. مثلا تشک تخت پسر فنریست و تشک تخت دختر ساده. پسر و مادرش از دستشویی فرنگی داخل خانه استفاده می‌کنند و دختر و پدرش از دستشویی معمولی حیاط پشتی. پسر در غیاب مادر دستورات او را سرسری می‌گیرد و خیلی هم مطمئن است سرزنشی تهدیدش نمی‌کند، اما دختر نه. مادر گه‌گاه که وقت ندارد، از دختر می‌خواهد کارهای خانه را فراموش نکند و نه از پسر. پسر در کلاس ورزشی ثبت‌نام شده و دختر نه. و ...

 

دختر بسیار مذهب‌زده است. مثلا وقتی اولین‌بار کامپیوتر خانه را وصل می‌کردند مدام زیر لب دعا می‌کرد و صلوات می‌فرستاد که مشکلی پیش نیاید، درحالی‌که پسر خونسرد بود و هیجان این را داشت که زودتر کامپیوتر راه بیفتد. در اتاق بچه‌ها یک قاب عکس هست که در آن دختر چادر عربی به تن دارد و جز گردی صورت قشنگش هیچ‌چیزی از او معلوم نیست. یک‌روز که حرف از حیوانات خانگی شد، دختر از زنی در خیابان گفت که سگ در بغل داشته و به دختر و مادرش گفته بوده این سگ بچه‌اش است و دختر می‌گفت آن زن دیوانه بوده چون سگ نجس است.

 

**

هرطور به قضیه نگاه می‌کنم باز به نظرم می رسد اگر وضع زن قرار است درست بشود تمامش به خود زن برمی‌گردد. در مورد زن متاهل به دانش شخصی و نوع تربیتی که در مورد فرزندان و همینطور در مورد همسرش اعمال می‌کند. در مورد زن مجرد هم به دامنه‌ی دانشی که «باید» تلاش کند کسب کند تا جایگاهش و حقوق اساسیش در خانواده و جامعه را بشناسد.

 

 

****************


 

Hoizer – Take me to church – 2014 (download link

 

My lover's got humour

She's the giggle at a funeral

Knows everybody's disapproval

I should've worshipped her sooner

If the Heavens ever did speak

She is the last true mouthpiece

Every Sunday's getting more bleak

A fresh poison each week

'We were born sick,' you heard them say it

My church offers no absolutes

She tells me 'worship in the bedroom'

The only heaven I'll be sent to

Is when I'm alone with you

I was born sick, but I love it

Command me to be well

Amen. Amen. Amen

 

Take me to church

I'll worship like a dog at the shrine of your lies

I'll tell you my sins and you can sharpen your knife

Offer me that deathless death

Good God, let me give you my life

 

Take me to church

I'll worship like a dog at the shrine of your lies

I'll tell you my sins and you can sharpen your knife

Offer me that deathless death

Good God, let me give you my life

 

If I'm a pagan of the good times

My lover's the sunlight

To keep the Goddess on my side

She demands a sacrifice

To drain the whole sea

Get something shiny

Something meaty for the main course

That's a fine looking high horse

What you got in the stable?

We've a lot of starving faithful

That looks tasty

That looks plenty

This is hungry work

 

Take me to church

I'll worship like a dog at the shrine of your lies

I'll tell you my sins and you can sharpen your knife

Offer me that deathless death

Good God, let me give you my life

 

Take me to church

I'll worship like a dog at the shrine of your lies

I'll tell you my sins and you can sharpen your knife

Offer me that deathless death

Good God, let me give you my life

 

No masters or kings when the ritual begins

There is no sweeter innocence than our gentle sin

In the madness and soil of that sad earthly scene

Only then I am human

Only then I am clean

Amen. Amen. Amen

 

Take me to church

I'll worship like a dog at the shrine of your lies

I'll tell you my sins and you can sharpen your knife

Offer me that deathless death

Good God, let me give you my life

 

Take me to church

I'll worship like a dog at the shrine of your lies

I'll tell you my sins and you can sharpen your knife

Offer me that deathless death

Good God, let me give you my life

 

هوزیر ـ مرا به پرستشگاه ببر ـ 2014

 

دلبر من آدم شوخیست

از آنهایی که با اینکه می‌ داند کسی خوشش نمی‌آید

حتی در مراسم ختم هم جوک گفتنش به راهست

باید زودتر از اینها پرستشش را آغاز می‌کردم

اگر آسمان توانایی سخن گفتن می‌داشت

دلبر من پیام‌آور خاتمش می‌شد

هر یکشنبه‌ غمبارتر از یکشنبه‌ی پیش است و

زهرش دردآورتر از قبل

شنیده‌ای که می‌گویند ما بیمار به دنیا می‌آییم

در پرستشگاه من هیچ قطعیتی وجود ندارد

دلبرم می‌گوید پس در اتاق خواب سرگرم پرستش شو

بهشت آن‌زمان شکل می‌گیرد که

من با تو تنها هستم

من بیمار به دنیا آمده‌ام اما عاشق این مرض هستم

امر فرما تا سلامت شوم

چنین باد. چنین باد. چنین باد.

 

مرا به پرستشگاه ببر

تا چون سگی وفادار بر حرم قصه‌های تو پرستش آغاز کنم

تا گناهانم را برشمارم و تو سرگرم تیز کردن چاقویت شوی

تا آن مرگ زندگی‌بخش را به من ارزانی داری

ای خوب‌خدا، بگذار جانم را به تو تقدیم نمایم

  

مرا به پرستشگاه ببر

تا چون سگی وفادار بر حرم قصه‌های تو پرستش آغاز کنم

تا گناهانم را برشمارم و تو سرگرم تیز کردن چاقویت شوی

تا آن مرگ زندگی‌بخش را به من ارزانی داری

ای خوب‌خدا، بگذار جانم را به تو تقدیم نمایم

  

اگر من طبیعت‌پرستی از زمان‌های خوش گذشته باشم

دلبر من روشنایی خورشید خواهد بود

برای اینکه این ایزدبانو را از خودم راضی نگه دارم

او از من انتظار اهدای قربانی دارد

چیزی مثل قدرت خالی کردن دریا

یا شیئی درخشان

یا چیزی دندان‌گیر به عنوان وعده‌غذای اصلی

آن چیست که در اصطبلت داری

به نظر اسب خوش‌هیکلی می‌آید

مومنین گرسنه‌ی زیادی داریم

آن اسب خوشمزه به نظر می‌آید

مقدارش هم خوب است

خوب به کار گرسنگی می‌آید

   

مرا به پرستشگاه ببر

تا چون سگی وفادار بر حرم قصه‌های تو پرستش آغاز کنم

تا گناهانم را برشمارم و تو سرگرم تیز کردن چاقویت شوی

تا آن مرگ زندگی‌بخش را به من ارزانی داری

ای خوب‌خدا، بگذار جانم را به تو تقدیم نمایم

  

مرا به پرستشگاه ببر

تا چون سگی وفادار بر حرم قصه‌های تو پرستش آغاز کنم

تا گناهانم را برشمارم و تو سرگرم تیز کردن چاقویت شوی

تا آن مرگ زندگی‌بخش را به من ارزانی داری

ای خوب‌خدا، بگذار جانم را به تو تقدیم نمایم

 

تشریفات هم‌آ*غوشی که شروع شود، شاه و گدا نمی‌شناسد

هیچ معصومیتی شیرین‌تر از این گناه دلپذیر ما نیست

تنها در این معرکه‌ی غم‌آور زمینی و سرشار از دیوانگی و آغشته به چرک است که

من بدل به انسان می‌شوم

من سراپا پاکی می‌شوم

چنین باد. چنین باد. چنین باد.

  

مرا به پرستشگاه ببرمرا به پرستشگاه ببر

تا چون سگی وفادار بر حرم قصه‌های تو پرستش آغاز کنم

تا گناهانم را برشمارم و تو سرگرم تیز کردن چاقویت شوی

تا آن مرگ زندگی‌بخش را به من ارزانی داری

ای خوب‌خدا، بگذار جانم را به تو تقدیم نمایم

  

مرا به پرستشگاه ببر

تا چون سگی وفادار بر حرم قصه‌های تو پرستش آغاز کنم

تا گناهانم را برشمارم و تو سرگرم تیز کردن چاقویت شوی

تا آن مرگ زندگی‌بخش را به من ارزانی داری

ای خوب‌خدا، بگذار جانم را به تو تقدیم نمایم

 

 

دانلود این موسیقی

 

 

 



 
آرزوهایی که همیشه آرزو می‌مانند
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: فیلم و سینما ، نوستالژی

 

می‌دونم که می‌ترسی. از ما می‌ترسی. 

از تغییر می‌ترسی.

نمی‌دونم در آینده چه اتفاقی میفته. نیومدم که بهت بگم این داستان آخرش چی می‌شه.

اومدم که بگم قراره چه‌جوری شروع بشه.

من این تماس رو قطع می‌کنم و

بعد به این مردم اون چیزی رو نشون می‌دم که شما نمی‌خواین ازش چیزی بدونن.

من می‌خوام بهشون دنیایی رو نشون بدم که شما توش جایی ندارین.

دنیایی بدون قوانین و بدون نظارت، بدون هیچ مرز و هیچ محدودیتی.

دنیایی که در اون هرچیزی امکان‌پذیره.

اینکه ما تا کجا بتونیم پیش بریم دیگه به خودت برمی‌گرده.

 

*************

 

The Matrix – 02:7:59 to 02:08:38

 

 

*************

 

 

بدجوری دوست داشتم دنیا در همان سال 99 متوقف می‌ماند. ست سپیدرنگ سیستم با آن مانیتورهای لامپ کاتدی و ماوس‌های پین‌دار و اسپیکرهای غول‌پیکر. موبایل‌‌های سایز آجرِ آنتن‌دار. گیس‌های فرق وسط بلند برای دخترها و زلف‌های کوتاه ژل زده‌ی مدل سیخ تو پریز برای پسرها. ظهور تاپ و تی‌شرت‌های شکم‌نما. درخشش جذاب لباس‌های چرمی....

 

جهان پیش از ظهور غائط‌مال القاعده و داعش و موبایل‌های هوشمند.

 

**********

 

پ.ن1:

اول ماوس و کی‌بوردم رفت، بعد سرعت کیس سیستمم کم آورد، هفته‌ی پیش هم پاور مانیتورم سوخت. از گذشته یک مغز لعنتی مانده و مانیتوری پانسمان‌شده و اسپیکرهایی همچنان قدرتمند.

 

پ.ن2:

هر بار که این فیلم را تماشا می‌کنم باز هم برایم تازه است.

 

پ.ن3:

ماشین زمان جایی سراغ دارید؟

 



 
نتایج اسکار هشتاد و هفتم
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: فیلم و سینما ، اسکار هشتاد و هفتم ، تصاویری از مراسم اسکار 2015

فیلم سوگلی من Whiplash سه تا اسکار برد.هورا

Birdman  رو هنوز ندیدم اما خیلی دلم می‌خواست Boyhood بهترین فیلم می‌شد. دوازده سال عشق برای ساخت فیلم که شوخی نیست.

 

 

 

 

بهترین فیلم

Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance) – Alejandro González Iñárritu, John Lesher, and James W. Skotchdopole

 

بهترین کارگردان

Alejandro González Iñárritu – Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance)

 

بهترین بازیگر مرد

Eddie RedmayneThe Theory of Everything as Stephen Hawking

 

بهترین بازیگر زن

Julianne MooreStill Alice as Dr. Alice Howland

 

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل

J. K. SimmonsWhiplash as Terence Fletcher

 

بهترین بازیگر زن نقش مکمل

Patricia ArquetteBoyhood as Olivia Evans

 

بهترین فیلمنامه‌ی غیر اقتباسی

Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance) – Alejandro González Iñárritu, Nicolás Giacobone, Alexander Dinelaris, Jr. and Armando Bo

 

بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی

The Imitation Game – Graham Moore from Alan Turing: The Enigma by Andrew Hodges

 

بهترین انیمیشن

Big Hero 6 – Don Hall, Chris Williams and Roy Conli

 

بهترین فیلم خارجی

Ida (Poland) in Polish  – Paweł Pawlikowski

 

بهترین مستند بلند

Citizenfour – Laura Poitras, Mathilde Bonnefoy and Dirk Wilutsky

 

بهترین مستند کوتاه

Crisis Hotline: Veterans Press 1 – Ellen Goosenberg Kent and Dana Perry

 

Best Live Action Short Film

The Phone Call – Mat Kirkby and James Lucas

 

بهترین انیمشن کوتاه

Feast – Patrick Osborne and Kristina Reed

 

بهترین موسیقی متن

The Grand Budapest Hotel – Alexandre Desplat

 

بهترین ترانه

"Glory" from Selma – Music and Lyric by John Legend and "Common"

 

بهترین تدوین صدا

American Sniper – Alan Robert Murray and Bub Asman

 

بهترین میکس صدا

Whiplash – Craig Mann, Ben Wilkins and Thomas Curley

 

Best Production Design

The Grand Budapest Hotel – Adam Stockhausen (Production Design); Anna Pinnock (Set Decoration)

 

بهترین فیلمبرداری

Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance) – Emmanuel Lubezki

 

بهترین آرایش چهره و مو

The Grand Budapest Hotel – Frances Hannon and Mark Coulier

 

بهترین طراحی لباس

The Grand Budapest Hotel – Milena Canonero

 

بهترین تدوین فیلم

Whiplash – Tom Cross

 

بهترین جلوه‌های ویژه

Interstellar – Paul Franklin, Andrew Lockley, Ian Hunter and Scott Fisher

 

××××××××××××××

 

چند عکس یادگاری در ادامه مطلب