اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

دیوار و باد
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: اینجا ایران ، معرفی کتاب ، موسیقی ، برگردان ترانه

چند روز پیش،

 

* در کتابخانه به کتاب "دیوار" ترجمه‌ی صادق هدایت برخوردم و از آن یک داستان کوتاه ازسارتر، و دو داستان کوتاه از کافکا خواندم که خیلی چسبید.

 

* در بازگشت، چند چهارراه بالاتر، با زنی چادری و روگرفته، چشم در چشم شدم. خیال کردم آدرس می‌خواهد. جلو رفتم و زن رویش را هرچه بیشتر گرفت و بعد با اشاره به گیس‌‌هایم و همچنین ماتیک سرخ خونی لب‌هایم، افتاد به امر به معروف و نهی از منکری مودبانه. ساکت ماندم و تا آخر گوش دادم. حرفش که تمام شد، پرسید:"درسته؟" چشم در چشمش که خیلی شبیه چشم‌های مادرم بود، به زحمت خشمم را قورت دارم و برای شادیش گفتم:"درسته." بعد بی‌آنکه دست به گیس‌ها یا لب‌هایم بزنم راهم را گرفتم و رفتم.

 

* سر خیابانمان که رسیدم، قبل از اینکه بپیچم داخل، مردی ته‌ریش‌دار چندبار از پشت سر صدایم کرد. در جایم چرخیدم. انتظار داشتم از قوم و خویش‌های آن زن باشد. اتفاقا خانمی چادری هم کنار دستش ایستاده بود. اما مرد پاکتی را که دستش بود نشانم داد:"دخترم مریضه. برای دارو به پول نیاز دارم."

نمی‌دانم چه شد که یکدفعه خشمم سرریز کرد و از زمین و زمان مایه گذاشتم که بگویم چرا "نمی‌توانم" کمکی بکنم.

طفلک آن آقا آخر سر ازم معذرت هم خواست که چرا تقاضای کمک کرده.

 

* به خانه که رسیدم دیگر حال دیوانه‌ها را داشتم.

 

***

پ.ن1 :

دانلود مجموعه داستان دیوار ترجمه صادق هدایت از اینجا.

 

پ.ن2 :

اینجا یک کلیپ با زیرنویس فارسی هست از Giorgio Gaber که لینک دانلودش را گیر نیاوردم و اینجا متن ترانه اش را می گذارم.

 

متن ترانه(منبع:زیرنویس ارائه شده در کلیپ) :

 

حزب بادی ـ جرجیو گابر ـ 1999

 

من یک انسان نوام

آن‌قدر نو که دیرزمانیست که دیگر فاشیستی نیست

 

من خیلی حساس و نوع‌دوست و شرق‌شناسم

قدیم‌ها طرفدار جنبش اعتراضی ۶۸ بودم

و حالا مدتیست که طرفدار محیط زیستم

 

چند سال قبل با خوشحالی احساس کردم

مثل خیلی‌ها سوسیالیستم

 

من یک انسان نوام

با کمی لطف و به زبانی نو

باید بگویم من یک ترقی‌خواهم

در عین‌حال طرفدار بازار آزاد و مخالف نژادپرستیم

من خیلی خوبم! من طرفدار حیواناتم!

 

و دیگر اگزیستانسیالیست نیستم

اخیرا کمی خلاف جریان حرکت می‌کنم و فدرالیست شدم

 

کانفورمیست(حزب بادی) کسی است که معمولا در جناح برنده قرار می‌گیرد

او پاسخ‌های روشن و خوبی در سرش دارد

که مخلوطی از عقاید است

و زیر بغلش همیشه

دو یا سه روزنامه است وقتی به اندیشیدن نیاز دارد

 

اگر روشن‌تر بگویم

او درست مثل یک فرصت‌طلب فکر می‌کند

او همیشه سازگار است و 

در بهشت خودش زندگی می‌کند

 

کانفورمیست یک انسان همه‌جانبه است که

بدون مقاومت حرکت می‌کند

 

کانفورمیست موافق جریان آب حرکت می کند و

سازش‌کار است

 

کانفورمیست یک حیوان بسیار معمولی است که

با "کلمات گفتگوها" زندگی می‌کند

رویاهایش از خواب‌ها و رویاهای دیگران بیرون می‌آید

عید او زمانی است که 

با همه جهان در آشتی باشد و وقتی شنا می‌کند راهش باز شود

 

کانفورمیست!

کانفورمیست!

 

من یک انسان نوام

با زنان رابطه فوق‌العاده‌ای دارم، من فمینیستم!

همیشه در دسترس و خوشبین، اروپایی‌ام

و هرگز صدایم را بلند نمی‌کنم، من صلح‌طلبم!

 

قبلا مارکسیست و لنینیست بودم

بعدش نمی‌دانم چرا یکباره خودم را یک کمونیست خداپرست یافتم!

 

کانفورمیست نفهمیده که حتی بهتر از یک توپ به هوا می‌رود

کانفورمیست یک بالن هوایی تکامل‌یافته است که از اطلاعات باد کرده

و از آن نوعی‌ست که در ارتفاع کم پرواز می‌کند

جهان را با یک انگشت لمس می‌کند و گمان می‌کند در کارش ماهر است

زندگی می‌کند و همین برایش کافی‌ست

باید بگویم او خیلی شبیه همه‌ی ماست

 

کانفورمیست

کانفورمیست

 

من یک انسان نوام،

آنقدر نوام که

در همان نگاه اول توجه‌تان را جلب می‌کنم

من یک کانفورمیست نوین هستم

 

 

************


 
نواهای زمینی
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: اینجا ایران ، طنز سیاه ، دانلود موسیقی

 

نواهایی هست که انگار سال‌هاست می‌شناسیشان. انگار خاک درونت را با جادوی این نواها نور داده‌اند. انگار ذهنت از همین نواها بن‌مایه گرفته.

یعنی چه که می‌گویند یک نوایی آسمانیست؟ کدام آسمان؟! این نواها اتفاقا از عمق تاریکی زمین می‌شکفند، و بی‌هیچ چشمداشت نور می‌افشانند بر این زندگی نکبتی. ...

 

 

*********

"قوشمه" یکی از سازهای بادی و محلی شمال خراسان با حدود بیست سانتیمتر طول است که از دو نی از جنس استخوان بال «قوش» تشکیل شده که کنار هم به هم محکم شده‌اند. هر نی دارای هفت سوراخ است. از نظر موسیقی این ساز دارای یک اکتاو کامل است و می تواند هفت نت اصلی را بنوازد.

 

استاد قوشمه‌نواز، علی‌خان یزدانی‌(آبچوری) در مورد روش ساخت و دشواری نحوه‌ی نواختن این ساز در مصاحبه‌ای با رادیو زما*نه می‌گوید:« استخوان بال پرنده [قوش] از طرفی که به سینه وصل است از دو قسمت تشکیل شده، یکی از آن‌ها باریک است که آن به درد قوشمه ساختن نمی‌خورد، در استخوانی که ضخیم‌تر است سوراخ تعبیه می‌کنم. دو نی را با سیم می‌بندیم، یک نوع چسب هم هست که از آن هم استفاده می‌کنیم تا کنار هم قرار بگیرند و از هم جدا نشوند. ... قوشمه نت نمی‌خواهد و در این ساز باید نفس‌گردان کنی تا نفس قطع نشود، وقتی می‌خواهی در آن بدمی باید از بینی نفس بکشی و بدهی به دهان.»

 

 مهدی رستمی پژوهشگر موسیقی مقامی خراسان در خصوص پیدایش این ساز می‌گوید:

"سال‌ها پیش در نواحی دامنه‌ای کوه الله اکبر با یک شبان قوشمه‌نواز برخورد داشتم، این شبان داستانی ساده و بی‌پیرایه اما بسیار غنی و پرمایه در مورد "قوشمه" تعریف کرد که خلاصه داستان این است که «... جوانی شیفته قوشمه می‌شود، در این رابطه به یک قوشمه‌نواز پیر مراجعه می‌کند. پیر صاحبدل به او متذکر می‌شود که قوشمه‌نواز واقعی کسی است که این ساز را با دست خودش بسازد. در ادامه او به راهی دلالت می‌شود که در انتهای مسیر یافتن قوشمه برایش میسر می‌گردد. در پیمودن راه این جوان شیفته باید از هفت چشمه عبور کند که هر کدام رنگی و طعمی خاص دارد و او مجاز یه نوشیدن از این آب ها هم نیست! تا اینکه به چشمه هفتم برسد. ... جوان با طی مراحل هفت‌گانه این راه به چشمه هفتم می‌رسد و بر روی این چشمه است که پیر صاحب دل را می‌یابد. جوان که تشنه‌تر از همیشه است، از نوشیدن آب چشمه هفتم نیز ـ که اتفاقا آبی زلال و گوارا هم دارد ـ  منع می‌شود. او از پای این چشمه که "‌کانیا مراد‌" یا چشمه مراد نام دارد، به ‌ صخره‌ای از کوه مقابل هدایت می‌شود، و می‌رود تا از بقایای مانده بر لانه‌ای فرسوده نی بال‌های "‌لاچین‌" مرده‌ای را برداشته به چشمه بازگردد. شگفت اینکه جوان در بازگشت به چشمه مراد، در زلال آینه وار این چشمه خود را می‌یابد که در سیمای پیری جاافتاده و قوشمه به دست ایستاده است."

 

 

**** 

دانلود بخشی از قطعه‌ی "بارون" با تکنوازی قوشمِه‌ی زنده‌یاد استاد علی آبچوری و آواز استاد محمدرضا شجریان

 

زنده‌یاد استاد علی آبچوری، نوازنده‌ی زبردست ساز قوشمه

 

*******

 

 

 

 

 

 


 
رمز نامیرایی
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: فلسفه بافی ، برگردان ترانه ، دانلود موسیقی

اون ته ته دنیا که برسه. اون زمانی که کل دنیا می‌ریزه تو الک.

همه، ریز و لیز، از لای سوراخیا راهی عدم میشن.

 

همه به جز دیوونه‌های اصیل.

اینا اون گل‌درشتایی هستن که نامیرای ابدین.

 

پس در هر منصبی هستید، در هر کوچه‌ای زندگی می‌کنید، خدای هر دنیایی هستید، فقط سعی کنید اندکی دیوانه باشید.

 

**************************************************

 

Queen – Don’t stop me now – 1979 (download link

 

Tonight I'm gonna have myself a real good time

I feel alive and the world I'll turn it inside out - yeah

And floating around in ecstasy

So don't stop me now don't stop me

'Cause I'm having a good time having a good time

 

I'm a shooting star leaping through the sky

Like a tiger defying the laws of gravity

I'm a racing car passing by like Lady Godiva

I'm gonna go go go

There's no stopping me

 

I'm burnin' through the sky yeah

Two hundred degrees

That's why they call me Mister Fahrenheit

I'm trav'ling at the speed of light

I wanna make a supersonic man out of you

 

Don't stop me now I'm having such a good time

I'm having a ball

Don't stop me now

If you wanna have a good time just give me a call

Don't stop me now ('Cause I'm having a good time)

Don't stop me now (Yes I'm havin' a good time)

I don't want to stop at all

 

Yeah, I'm a rocket ship on my way to Mars

On a collision course

I am a satellite I'm out of control

I am a sex machine ready to reload

Like an atom bomb about to

Oh oh oh oh oh explode

 

I'm burnin' through the sky yeah

Two hundred degrees

That's why they call me Mister Fahrenheit

I'm trav'ling at the speed of light

I wanna make a supersonic woman of you

 

Don't stop me don't stop me

Don't stop me hey hey hey

Don't stop me don't stop me

Ooh ooh ooh, I like it

Don't stop me don't stop me

Have a good time good time

Don't stop me don't stop me ah

Oh yeah

Alright

 

Oh, I'm burnin' through the sky yeah

Two hundred degrees

That's why they call me Mister Fahrenheit

I'm trav'ling at the speed of light

I wanna make a supersonic man out of you

 

Don't stop me now I'm having such a good time

I'm having a ball

Don't stop me now

If you wanna have a good time (wooh)

Just give me a call (alright)

Don't stop me now ('Cause I'm having a good time - yeah yeah)

Don't stop me now (Yes I'm havin' a good time)

I don't want to stop at all

La da da da daah

Da da da haa

Ha da da ha ha haaa

Ha da daa ha da da aaa

Ooh ooh ooh

 

کویین ـ راهم را سد نکن ـ 1979

 

 

یک امشب را می خواهم خوش و خرم باشم

سراپا سرزندگیم و باید دنیا را پشت و رو کنم ـ آری

از شور سر از پا نمی‌شناسم

پس سعی نکن راهم را سد کنی، راهم را سد نکن

چراکه از این خوشی و خرمی، خوش و خرم هستم

 

یک ستاره‌ی دنباله دارم که در آسمان می‌جهد

همانند ببری هستم که قانون جاذبه را به مبارزه می‌طلبم

مثل "لیدی گدایوا" همانند یک ماشین مسابقه به پیش می تازم

باید به راهم ادامه بدهم، ادامه، ادامه، ادامه

هیچ چیزی سد راهم نمی تواند بشود

 

در آسمان درحال سوختنم، آری

با دمای دویست درجه

به همین خاطر هم هست که مرا "جناب فارنهایت" می‌نامند

به سرعت نور در حرکتم

می خواهم از شما مردانی بسازم فراتراز سرعت صوت

 

راهم را سد نکن نمی دانی چقدر خوش و خرمم

ضیافتی برپا کرده‌ام

راهم را سد نکن

اگر می خواهی خوش و خرم باشی فقط یک تماس کوچک با من بگیر

راهم را سد نکن (چرا که بدجوری خوش و خرمم)

راهم را سد نکن (بلی بدجوری خوش و خرمم)

هیچ خوش ندارم هیچ‌چیزی متوقفم کند

 

آری، من موشکی در راه مریخ هستم

با سرعتی دیوانه‌وار و فراتر از حد تصور 

من ماهواره‌ای خارج از کنترل هستم

من ماشین خفت‌وخیزی آماده‌ی آتشم

مثل بمب اتمی هستم که

که که که که که چیزی به انفجارش نمانده

 

در آسمان درحال سوختنم، آری

با دمای دویست درجه

به همین خاطر هم هست که مرا "جناب فارنهایت" می‌نامند

به سرعت نور در حرکتم

می خواهم از شما زنانی بسازم فراتراز سرعت صوت

 

راهم را سد نکن راهم را سد نکن

راهم را سد نکن هی هی

راهم را سد نکن راهم را سد نکن

ااوه ااوه بدجوری خوشم

راهم را سد نکن راهم را سد نکن

خوش و خرم باش خوش و خرم

راهم را سد نکن راهم را سد نکن

اوه آری

خیلی هم خوب

 

در آسمان درحال سوختنم، آری

با دمای دویست درجه

به همین خاطر هم هست که مرا "جناب فارنهایت" می‌نامند

به سرعت نور در حرکتم

می خواهم از شما مردانی بسازم فراتراز سرعت صوت

 

راهم را سد نکن نمی دانی چقدر خوش و خرمم

ضیافتی برپا کرده‌ام

راهم را سد نکن

اگر می خواهی خوش و خرم باشی (واااو)

فقط یک تماس کوچک با من بگیر (خیلی هم خوب)

راهم را سد نکن (چرا که بدجوری خوش و خرمم ـ آری آری)

راهم را سد نکن (بلی بدجوری خوش و خرمم)

هیچ خوش ندارم هیچ‌چیزی متوقفم کند

لا دا دا دااا

دا دا دا هااا

ها دا دا ها ها هااا

ها دا داا ها دا دا اااا

ااووه ااووه ااووه

 

موسیقی و متن ترانه هر دو از فردی مرکوری

 

دانلود این موسیقی

 

*********