اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

متفاوت‌ها
ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: فلسفه بافی ، برگردان ترانه ، دانلود موسیقی

 

متفاوت‌ها ترسناکند چون دست به کارهایی می‌زنند که نباید بزنند. متفاوت‌ها مخالف جهت باد می‌ایستند؛ در مسیرهای ممنوع می‌روند به اکتشاف. متفاوت‌ها از میله‌ی وسط اتوبوس به سمت دیگر می‌لغزند؛ به راهروها و اتاق‌های ممنوعه سرک می‌کشند؛ در جعبه‌های ممنوع را باز می‌کنند؛ خاکستر سیگارشان را از لبه‌ی بام به خیابان می‌تکانند. متفاوت‌ها همیشه توی چشم زندانبان‌هایشان زل می‌زنند. متفاوت‌ها همه‌ی ترس‌های زمین را تجربه می‌کنند.

متفاوت‌ها همه‌ی ترس‌های زمین را تجربه می‌کنند و در گذر زمان دلشان از سنگ می‌شود. و روزی که دلشان از سنگ شد، دیگر نه فقط دیگران که خودشان هم از خودشان می‌ترسند.

 

**********

 

Sia- Elastic heart-2015(download link

  

And another one bites the dust

Oh, why can I not conquer love?

And I might have thought that we were one

Wanted to fight this war without weapons

And I wanted it, I wanted it bad

But there were so many red flags

Now another one bites the dust

Yeah, let's be clear, I'll trust no one

 

You did not break me

I'm still fighting for peace

 

I've got a thick skin and an elastic heart

But your blade it might be too sharp

I'm like a rubber band until you pull too hard

Yeah I may snap and I move fast

But you won't see me fall apart

Cause I've got an elastic heart

 

I've got an elastic heart

Yeah, I've got an elastic heart

 

And I will stay up through the night

Let's be clear, won't close my eyes

And I know that I can survive

I'll walk through fire to save my life

And I want it, I want my life so bad

I'm doing everything I can

Then another one bites the dust

It's hard to lose a chosen one

 

You did not break me

I'm still fighting for peace

 

I've got a thick skin and an elastic heart

But your blade it might be too sharp

I'm like a rubber band until you pull too hard

Yeah I may snap and I move fast

But you won't see me fall apart

Cause I've got an elastic heart

 

I've got a thick skin and an elastic heart

But your blade it might be too sharp

I'm like a rubber band until you pull too hard

Yeah I may snap and I move fast

But you won't see me fall apart

Cause I've got an elastic heart

 

I've got an elastic heart

 

 

سیا ـ قلب ناشکستنی ـ 2015

 

یکنفر دیگر هم کشته می‌شود

آه، چرا نمی‌توانم بر عشق فائق آیم؟

شاید هم خیال کرده بودم قلب‌هایمان یکیست که

می‌خواستم این جنگ بی‌اسلحه و خونریزی باشد

همینطور هم بود و بدجور چنین‌چیزی را می‌خواستم

اما پرچم‌های جنگ بسیاری برافراشته بود

حالا یکنفر دیگر هم کشته می‌شود

بلی، بیا روراست باشیم، من به هیچکس اعتماد ندارم

 

تو مرا درهم نشکسته‌ای

من همچنان برای برپایی آرامش می‌جنگم

 

در این‌مدت پوستم کلفت و قلبم ناشکستنی شده

هرقدرهم تیغت تیز باشد بگذار باشد

در این کشمکش مثل کشی لاستیکی عمل می‌کنم که

می‌تواند جست بزند و چالاک باشد

اما هرگز مرا درهم نخواهی شکست

چراکه در این مدت قلبم ناشکستنی شده

 

در این مدت قلبم ناشکستنی شده

بلی، قلبم ناشکستنی شده

 

شب‌ها را بیدار می‌مانم

بیا رورواست باشیم، چشمانم را نمی‌بندم

این را هم می‌دانم که دوام خواهم آورد

برای نجات جانم لازم باشد قدم به درون آتش می‌گذارم

حسابی هم به این زندگی، به همین زندگی چنگ انداخته‌ام

هرکاری از دستم بربیاید فروگزار نمی‌کنم

به همین‌خاطر هم دیگری کشته می‌شود

از دست دادن برگزیدگان دشوار است

 

تو مرا درهم نشکسته‌ای

من همچنان برای برپایی آرامش می‌جنگم

 

در این‌مدت پوستم کلفت و قلبم ناشکستنی شده

هرقدرهم تیغت تیز باشد بگذار باشد

در این کشمکش مثل کشی لاستیکی عمل می‌کنم که

می‌تواند جست بزند و چالاک باشد

اما هرگز مرا درهم نخواهی شکست

چراکه در این مدت قلبم ناشکستنی شده

 

در این‌مدت پوستم کلفت و قلبم ناشکستنی شده

هرقدرهم تیغت تیز باشد بگذار باشد

در این کشمکش مثل کشی لاستیکی عمل می‌کنم که

می‌تواند جست بزند و چالاک باشد

اما هرگز مرا درهم نخواهی شکست

چراکه در این مدت قلبم ناشکستنی شده

 

قلبم ناشکستنی شده

 

 

دانلود این موسیقی

 

******

 


 

 


 
برجام
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اینجا ایران ، طنز سیاه

این اجرایی شدن برجام هم برای یک‌عده شده غول چراغ جادو با عدم محدودیت کمی و کیفی در برآورده کردن آرزوها.

 

خب، آقا غوله، آرزوی بنده نیز این است که یک سرسره‌ای از اون‌سمت بکشی این‌سمت که قابلیت جابجایی تولیدکنندگان و محصولات فرهنگی‌شان را با سرعت نور داشته باشد. ارجحیت هم با ناشران و نویسندگان. اگر مراسم اسکار امسال هم در صحن جامع همین‌بغل برگزار شود بد نیست. یکسری کنسرت رولینگ‌استونز و ری‌یونین پینک‌فلوید و لئونارد کوهن هم تا دیر نشده مرحمت کنید دستبوس‌تان خواهم بود.

 

تقدیم با عشق

ماچ

 

پ.ن:

پانزده سالگی ویکیپدیا مبارک!


 
این لعنتی‌ها که می‌روند
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: طنز سیاه ، فیلم و سینما ، دانلود موسیقی

 

این لعنتی‌ها که می‌روند چرا هرچه لبخند و برق چشم و صدا و خاطره و  ... را پشت سرشان جا می‌گذارند؟! این لعنتی‌ها، همین‌ها که اینقدر دنیا برایشان کوچک است. همین دنیایی که برای خون‌آشام‌ها و اره‌بدست‌ها و چلاق‌های یک‌دستی و شکم‌گنده‌های نفتی اینقدر گل و گشاد است.

 

آی لعنتی‌ها! این لبخند‌ها و برق‌چشم‌ها و صداها و خاطره‌ها را بدون شما کجای ذهنمان پلی کنیم؟!

از گذر زمان متنفرم. یک‌نفر دکمه‌ی پاز این خراب‌شده را بزند. یک‌نفر پرده‌های این صحنه را بیندازد. 

 

 

 

David Bowie-space oddity-1969 download link

 


 
بزرگترین دشمن
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: گزیده‌ی فیلم ، دانلود موسیقی

 

Niki Lauda(Daniel Brühl) : Happiness is the biggest enemy. It weakens you. Puts doubts in your mind. Suddenly you have something to lose

Marlene(Alexandra Maria Lara) : When you call happiness an enemy, then it’s too late. Then you have lost already

*************************

 RUSH - Ron Howard

 

نیکی لاودا: بزرگترین دشمن آدم خوشبختیه. ضعیفت می‌کنه. توی ذهنت تخم شک می‌کاره. یکدفعه چیزی برای از دست دادن پیدا می‌کنی.

مارلین: وقتی خوشبختی رو دشمن خودت حساب کنی، یعنی دیگه زیادی دیر شده. یعنی دیگه از دستش دادی.

************

 شتاب - ران هاوارد

 

 

Rush_Hans Zimmer_Lost but Won-2013 download link

 

 

 

Niki Lauda & James Hunt

 


 
آوای وحش
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: گزیده‌ی کتاب ، معرفی کتاب

 

 

...تمام آن برانگیختگی غرایز کهن که در دوره‌های خاص انسان را از شهرهای پرجنجال به دشت و دمن و جنگل می‌کشاند تا با وسایل شیمیایی و مکانیکی پرتاب ساچمه‌های سربی جانداران را بیجان کند، آن شهوت خونریزی، آن لذت کشتن ـ همه‌ی اینها مال باک بود، با این تفاوت که درمورد او بینهایت ذاتی‌تر بود. کف برلب پیشاپیش دسته می‌دوید، جانور وحشی، آن گوشت جاندار را دنبال می‌کرد تا به دندان جانش را بگیرد و پوزه‌اش تا حد چشم‌ها در خون گرمش فرو برود.

خلسه‌ای است که اوج حیات را نشان می‌دهد و حیات نمی‌تواند از آن فراتر برود. تناقض زندگی در همینجاست: این خلسه زمانی دست می‌دهد که زنده‌تر از همیشه‌ای و در عین حال پاک فراموش می‌کنی که زنده‌ای. این خلسه، این فراموشی زندگی، سراغ هنرمند می‌آید و در جانش شعله‌ور می‌شود و از خود به درش می‌کند؛ سراغ سرباز می‌آید که در میدانی زیر رگبار اسیر جنون جنگ می‌شود و به دشمن امان نمی‌دهد؛ همین خلسه سراغ باک آمد پیشاپیش دسته می‌دوید، خرناس کهن گرگ‌سان سر می‌داد و با تمام قوا در پی طعمه‌‌ای زنده بود که در پرتوی مهتاب به سرعت می‌گریخت. این ندا از اعماق سرشتش برمی‌خاست، از آن قسمت‌های سرشتش که از خود او ژرف‌تر بود و به زهدان زمان برمی‌گشت. زیر سلطه‌ی موج ناب زندگی، خیزاب هستی، شادی تمام هر عضله و مفصل و رگ و پی که در آنها همه‌چیز بود جز مرگ، که ملتهب و عنان‌گسیخته بود و خود را در حرکت بروز می‌داد، زیر نور ستارگان بر سطح ماده‌ی بیجان که حرکت نمی‌کرد، سرخوشانه به پرواز درآمده بود.

*********

آوای وحش ـ جک لندن ـ ترجمه‌ی مهدی غبرایی ـ صفحات 39 و 40 ـ نشر ناژ ـ 1392

 

...می‌دانست راه میانه‌ای در بین نیست. یا باید غالب شوی، یا مغلوب؛ رحم نشان دادن نشانه‌ی ضعف  است. رحم در حیات ازلی وجود نداشت. آن را با ترس اشتباه می‌گرفتند و چنین اشتباهی مرگ به بار می‌آورد. بکش یا کشته شو، بخور یا خورده شو، قانون این بود؛ و باک از این حکم، که از ازل جاری بود، تبعیت می‌کرد.

 

همان  ـ ص 79

 

 

***********

 

"بر این باورم که وقتی بمیرم، دیگر از بین رفته‌ام. بر این باورم که با مرگ همانقدر نیست و نابود می‌شوم که آخرین پشه‌ای که من و تو له کرده‌ایم نیست و نابود شده."

جک لندن

 

 

********