اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

کلیشه ای هست به نام خانه تکانی دلها. وایتکس زدن و کیسه کشیدن زوایای منفرجة دل. دوزانو زدن و سابیدن کف چاک خوردة دل. مسواک کشیدن دقیق شیار استالاکتیت های سرخرنگ دل. تکاندن گرد از تار عنکبوت های بیوة سیاه دل. ...

و گاهی در گوشه و کنار دل، در آن کناره هایی که محل گذر دیوهاست، درست در همان نواحی ممنوعه، دیوار نوشته هایی هست که حتی با آب هفت دریا هم پاک نمی شود؛ چه چهار سال و خرده ای گذشته باشد چه چهار میلیون و چهارصد و چهل و چهار سال و خرده ای.

 

باید هر آخرین سه شنبة سال رو به آتش کرد و فریاد زد:

زردی و روسیاهی من از آنِ زغال این زمستان هنوز پا برجا

سرخی خون تو هنوز بر آسفالت کوچه و کف بازداشتگاه!

 

 

×××××××××××××××××××××××

چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط آزاد جهان وطن نظرات ()
تگ ها: خـــــون