اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

× 

ب‌اف‌جی(غول بزرگ مهربان) گفت:«فراموش نکرد که انسان‌های زیادی هر روز ناپدید شد؛ البته بی آنکه توسط غول‌ها ربوده شد. انسان‌ها یکدیگر را کشت؛ حتی خیلی سریع‌تر از غول‌ها.»

سوفیا گفت:«اما آن‌ها یکدیگر را نمی‌خورند.»

بی‌اف‌جی گفت:«غول‌ها هم یکدیگر را نخورد. غول‌ها همدیگر را نکشت. غول‌ها خیلی دوست‌داشتنی نیست اما یکدیگر را نکشت. حتی تمساح‌ها هم یکدیگر را نکشت. حتی گربه‌ها هم یکدیگر را نکشت.»

سوفیا گفت:«اما آن‌ها موش‌ها را می‌کشند.»

ب‌اف‌جی گفت:«اوه، بله! اما آن‌ها هم‌نوع خود را نکشت. انسان‌ها تنها حیواناتی هست که هم‌نوع خود را کشت.»

سوفیا پرسید:«آیا مارها سمی یکدیگر را نمی‌کشند؟» سوفیای بیچاره سعی می‌کرد نام حیوانی را بیاورد که مثل انسان‌ها بدرفتار باشد.

ب‌اف‌جی گفت:« حتی مارهای سمی یکدیگر را نکشت. حتی ببرها و کرگدن‌ها هم این‌کار را نکرد. هیچ‌کدام از آن‌ها هم‌نوع خودشان را نکشت. آیا تو هرگز به این مسئله فکر کرد؟»

سوفیا سکوت کرد.

ب‌اف‌جی گفت:«من هرگز از کار انسان‌ها سر در نیاورد. تو یک انسان است و این یک گناه نابخشودنی هست که غول‌ها انسان‌ها را خورد. راست یا چپ؟»

سوفیا گفت:«درست است.»

بی‌اف‌جی گفت:«اما انسان‌ها تمام وقت بلا سر هم آورد. آن‌ها با تفنگ به هم حمله کرد. با هواپیما بالا رفت و بر سر یکدیگر بمب ریخت. انسان‌ها همیشه انسان‌های دیگر را کشت.» او درست می‌گفت. البته که او حق داشت و سوفیا هم این را می‌دانست. او متحیر مانده بود که آیا واقعا انسان‌‌ها بهتر از غول‌ها هستند؟

غول بزرگ مهربان ـ رولد دال ـ ترجمه مهناز داودی

 

××

جنگ کلا چیز خوبیست. باید با همه جنگید. سر کلاس درس با آموزگار، در محل کار با همه محدودیت‌ها، در خیابان با آلودگی ذهنی، در دنیای مجازی با عقاید خشک و سنگ شده. اما یک جنگ است که فقط مال احمق‌هاست. جنگی که جان را می‌گیرد و بازماندگان را می‌سوزاند.

در دل سوریه و عراق یک غده در حال گسترش است. غده‌ای که به جرم عقیده سر می‌برد. غده‌ای که یک هفته پیش دستور داد تمامی زنان بین یازده تا چهل و شش سال ساکن موصل را خت*نه کنند. نوشتنش خیلی آسان است اما دیدنش برای آنان که شاهد و یا قربانی این قبیل دیوانگی‌ها هستند یک سایه‌ای خواهد شد که تمام عمر دنبالشان خواهد کرد.

مسئول پیدایی این غده آنهایی هستند که در مقابل کشته شدن بیش از صد و پنجاه هزار سوری در چهار سال گذشته سکوت کرده بودند. آنهایی که به پابرجایی حکومت قاتلان سوری‌ یاری رساندند؛ و این غده از هرج و مرج پایدار آن منطقه کمال استفاده را برد و هرچه بیشتر جای پایش را محکم کرد. خنده‌دار است که در قرن بیست و یکم هستیم و پدیده‌ای داریم به نام ایجاد حکومتی درون مرزهای یک کشور دیگر.

 

همزمان، در سمت دیگر سوریه یکعده از مردمی که جرمشان زندگی در آن سرزمین است و بس، زیر بمب و موشک سرانشان در حال جان دادن‌ند. هزار نفر این سمت و چهل نفر آن سمت. همگی آدمیزاد.

 

لازم نیست تاریخ‌دان بود تا به این نتیجه رسید که مردم هیچوقت جنگ نخواسته‌اند و این سیاستمدارها هستند که از آدمیزادها طعمه‌های جنگی می‌سازند.

 

×××

JOHN LENNON  - Imagine

1971

 

Imagine there's no heaven

It's easy if you try

No hell below us

Above us only sky

 

Imagine all the people

Living for today...

 

Imagine there's no countries

It isn't hard to do

Nothing to kill or die for

And no religion too

 

Imagine all the people

Living life in peace...

 

You may say I'm a dreamer

But I'm not the only one

I hope someday you'll join us

And the world will be as one

 

Imagine no possessions

I wonder if you can

No need for greed or hunger

A brotherhood of man

 

جان لنن – تصور کن

1971

 

تصور کن بهشتی در کار نباشد

اگر اراده کنی چنین تصوری آسان است

نه جهنمی زیر پایمان باشد و

برفراز تنها آسمان فرمانروایی کند

 

تصور کن تمامی مردم

لحظه را زندگی کنند ...

 

تصور کن دیگر مرزبندی و کشوری وجود نداشته باشد

کار سختی نیست

نه دیگر دلیلی برای کشتن باشد و نه بهانه ای برای جان دادن

و هیچ مذهب و آیینی وجود نداشته باشد

 

تصور کن تمامی مردم

صلح را به زندگی بنشینند ...

 

شاید مرا رویایی بدانی

اما در این جاده من تنها نیستم

بر این امیدم که روزی تو نیز به ما بپیوندی

و جهان به یگانگی برسد

 

تصور کن مالکیتی در کار نباشد

در شگفتم که در تخیلت بگنجد

نه نیازی به طمع باشد و نه خبری از گرسنگی

چنین چیزی برادری بشری را بر پا خواهد کرد

 

تصور کن تمامی مردم

تمامی جهان را مشترک شوند

 

شاید مرا رویایی بدانی

اما در این جاده من تنها نیستم

بر این امیدم که روزی تو نیز به ما بپیوندی

آن زمان که برسد جهان در یگانگی خواهد زیست

 

دریافت این موسیقی

×××××××××××××××

 

یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ توسط آزاد جهان وطن نظرات ()
تگ ها: ضد سیاست و طنز سیاه و داعش و برگردان ترانه