اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

*

دلم می‌خواست برای یک‌روز پوستم به رنگ مخمل شکلاتی در می‌آمد و چشمانم درشت و پر مژه می‌شد. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم دیگران هیچ خوششان نخواهد آمد.

دلم می‌خواست برای یک‌روز تن و اندام و چشم‌هایم به ظرافت تن و اندام و چشم‌های دختران شرقی می‌شد. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم دیگران هیچ خوششان نخواهد آمد.

دلم می‌خواست برای یک‌روز لب بر لب هم‌جنسم می‌گذاشتم و دست بر تنش می‌ساییدم. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم هیچ خوششان نخواهد آمد.

دلم می‌خواست برای یک‌روز لب بر لب غیر هم‌جنسم می‌گذاشتم و دست بر تنش می‌ساییدم. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم هیچ خوششان نخواهد آمد.

دلم می‌خواست برای یک‌روز در کوچه‌ها برقصم و آواز بخوانم. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم دیگران هیچ خوششان نخواهد آمد.

دلم می‌خواست برای یک‌روز یک زن واقعی، یک آدمیزاد واقعی، می‌بودم. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم دیگران هیچ خوششان نخواهد آمد.

دلم می‌خواست برای یک‌‌روز همانی می‌شدم که شاید دلم بخواهد. می‌گویم فقط یک‌روز، چون می‌دانم دیگران هیچ خوششان نخواهد آمد.

 

**

مردم ما نیز همانقدر نژادپرست، کوته‌فکر، آدمیزاد‌ستیز، و تنگ‌نظرند که مردم دیگر کشورها. در این دنیای پر از چشم‌های تنگ، تنها راه موفقیت اینست که فقط راه خودت را بروی. همان کاری را بکنی که بهترین می‌دانی. همان باشی که دیگران بیشترین دشمنی را با او دارند. ...

 

در انتها، و آن‌زمان که به انتهای جاده برسی، آن‌زمان، تنها آن زمان است که می‌توانی در جایت بچرخی به عقب نگاه کنی و لبخند بزنی.

 

***

 

Imany - You Will Never Know - 2011

 

It breaks my heart 'couse I know you're the one for me
Don't you feel sad that never was a story obviously
never be

And you will never know
I will never show
What I feel, what I need from you, no
And you will never know
I will never show
What I feel, what I need from you

With every smile comes my reality, irony
You won’t find out what has been killing me
Can’t you see me? Can’t you see?

And you will never know
I will never show
What I feel, what I need from you, no
You will never know
I will never show
What I feel, what I need from you

No no, you will never know
I will never show
What I feel, what I need from you, no

No no no no you'll never know
No no no no you'll never know
No no no no
Love me, love me, love me, love me, no

And you will never know
I will never show, no no no
What I feel, what I need from you, no no no
You will never know
And I will never show, no no no
What I feel, what I feel
What I feel, what I need
What I need from you, no.

 

 

Imany ـ هرگز نخواهی فهمید ـ 2011

 

خوب می‌دانم که تو همانی که می‌خواهمش، و این قلبم را می‌شکند

غمگین نمی‌شوی که حقیقتا هرگز هیچ قصه‌ای پا نگرفت؟

اصلا قصه‌ای وجود نداشت که پا بگیرد

 

و تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم، نه

و تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم

 

هر لبخندی که می‌زنی مرا به دنیای حقیقی باز می‌گرداند، طنز سیاهی‌ست

هرگز نخواهی فهمید از چه در رنجم

مرا نمی بینی؟ واقعا نمی‌بینی؟

و تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم، نه

و تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم

 

نه نه، تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم، نه

 

نه نه نه نه تو هیچوقت نخواهی فهمید

نه نه نه نه تو هیچوقت نخواهی فهمید

نه نه نه نه

نخواهی فهمید که باید دوستم بداری، دوستم بداری، دوستم بداری، دوستم بداری، نه

 

و تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت، نه نه نه

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم، نه نه نه

و تو هیچوقت نخواهی فهمید

من هم هیچ نخواهم گفت، نه نه نه

از حسی که دارم، از حسی که دارم

از حسی که دارم، از آنچه که از تو انتظار دارم

از آنچه از تو انتظار دارم، نه

 

 

دانلود این ترانه

 

 

 

یکشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۳ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط آزاد جهان وطن نظرات ()
تگ ها: فلسفه بافی و زن و دانلود موسیقی و برگردان ترانه