اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

 

 

 

*

از ریشه‌ها هیچوقت نمی‌شود برید. با دیدن یک کف دست سرسبزی یا کلاغی که در هوا می‌پرد پاک دیوانه می‌شوم و می‌خواهم درجا بزنم به دشت؛ دشتی که خیلی دور است و پشت دود و سیمان و کاشی و آجرهای طلا گم مانده. جان به جانم هم بکنند باز هم همان روستایی‌زاده‌ی ساده‌ای هستم که بالاخره به هر نحوی شده یکروز باید برگردم به همان بهشت کوچک دوری که بادام‌هایش شیرین‌ترین بادام‌های دنیاست.

اینجا زیر این سنگ‌ها دلم تنگ و تاریک و تنهاست. دلم صداقت آنطور مردمانی را می‌خواهد که دلشان پشت و رو ندارد. نگاهشان تا ته ذهنشان را نشان می‌دهد. پاکند و بی‌غش. حرفشان حرف است. قولشان قول است. مردند، آزاده‌اند، بلندبالا و زیبا و دست‌نایافتنی‌اند.

...نوایی نوایی، نوایی نوایی...الهی وَر اُفتَد نشان جدایی...نوایی بزن پرده ی زیر و بم را...ز صوتش نوایی به محفل نشیند...

 

**


استاد غلامعلی پور عطایی ـ نوایی نوایی

 

غَمَش در نهانخانه دل نشیند

به نازی که لیلی به مَحمِل نشیند

 

به دنبال محمل سبکتر قدم زن

مبادا غباری به محمل نشیند

 

به دنبال محمل چنان زار گِریَم

که از گریه ام ناقه در گِل نشیند

 

نوایی نوایی، نوایی نوایی

الهی وَر اُفتَد نشان جدایی

 

نوایی بزن پرده ی زیر و بم را

ز صوتش نوایی به محفل نشیند

 

ز گِل گُل بروید به صحن چمنها

که بوی خوشِ آن به هر دل نشیند

 

خوش آن کاروانی که شب راه را طی کرد

دم صبح اول به منزل نشیند

 

نوایی نوایی، نوایی نوایی

همه با وفایند تو گل بی وفایی

 

سکینه سراغ پدر گر بپرسد

چه گویم جوابی که بر دل نشیند

 

ز دست زلیخای مصری عزیزم

که یوسف به زندان غافل نشیند

 

طبیبا میاسا میان دو گیتی

کسی کی میان دو منزل نشیند

 

نوایی نوایی، نوایی نمیشه

میان من و گل جدایی نمی شه

 

دلم را مرنجان که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست او مشکل نشیند

 

خَلَد گر به پا خاری آسان برآرم

چه سازم ز خاری که بر دل نشیند

 

بنازم به بزم محبت که آنجا

گدایی و شاهی مقابل نشیند

 

امیدواره جامی به فردای محشر

به زیر لوای مُزمِّل نشیند

 

 

دانلود این ترانه

 

یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ توسط آزاد جهان وطن نظرات ()
تگ ها: استاد غلامعلی پورعطایی و دانلود موسیقی