اینجا ایران!

تنها قسمتی از هستی که فکر کردن در آن لزوما سرت را به باد خواهد داد. باور نداری از گوهر بانو بپرس.

آزادی قلم و نوشتن تنها زمانی معنا خواهد داشت که ذهن‌ها تحمل شنیدن نظر مخالف را داشته باشند.

 

از بچگی همیشه یک ویژگی بابا خیلی متعجبم می‌کرد. بابا همیشه می‌گفت دخترم اگر فلانی ناسزا می‌گوید چیزی از تو کم نمی‌شود. هرچه که بگوید بی‌اثر است. آن موقع‌ها این حرفش را اصلا نمی‌فهمیدم و باور نداشتم. اما الان که سی را رد کرده‌ام، الان که گیس‌هایم شروع کرده‌اند به سپید شدن، حالا می‌فهمم بابا چه می‌گفت.

 

داستان آزادی قلم هم در مقیاسی دیگر همین‌گونه است. باید ما آنقدری بزرگ بشویم که بفهمیم هر حرفی هرقدر هم از نظرمان ناسزا باشد ارزش سرکوب ندارد. باید آنقدر منشمان فروتنانه باشد که در مقابل آنچه در نظرمان خوش نیامد فورا جبهه نگرفته و دکمه‌ی delete را فشار ندهیم.

 

**************

 

Imagine dragons-gold-2015

 

,First comes the blessing of all that you've dreamed 
.But then comes the curses of diamonds and rings
.Only at first did it have its appeal, but now you can't tell the false from the real
Who can you trust
Who can you trust

.When everything, everything, everything you touch turns to gold, gold, gold
When everything, everything, everything you touch turns to gold, gold
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah

,Statues and empires are all at your hands
.Water to wine and the finest of sands
,When all that you have's turnin stale and its cold
.Oh you'll no longer feel when your heart's turned to gold
Who can you trust
Who can you trust

.When everything, everything, everything you touch turns to gold, gold, gold
When everything, everything, everything you touch turns to gold, gold
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah

,I'm dying to feel again
,Oh anything at all
'But oh I feel nothin', nothin', nothin', nothin

.When everything, everything, everything you touch turns to gold, gold, gold
When everything, everything, everything you touch turns to gold, gold
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah
Ooh, gold, woah

 

ایمجین درگنز ـ طلا ـ 2015

 

اول کار، همه‌چیز بر وفق مراد است و رویاها دانه به دانه به حقیقت مبدل می‌شوند

اما به دنبالش نفرین الماس و زر و قدرت دامنت را می‌گیرد

اوایل همه چیز روبراه‌ست اما روزگار که می‌گذرد تمیز درست و نادرست ناممکن می‌شود

به چه کسی می‌شود اعتماد کرد

به چه کسی می‌شود اعتماد کرد

آن‌زمان که روزگار نفرین فرا می‌رسد و

به هرچه، به هرچه، به هرچه که دست می‌زنی بدل به طلا می‌شود، طلا

به هرچه، به هرچه، به هرچه که دست می‌زنی بدل به طلا می‌شود، طلا

طلا

طلا

طلا

طلا

 

تندیس‌ها و امپراتوری‌ها یک به یک متعلق به تو و زیر فرمان تو هستند؛

از آب بگیر تا آب‌انگور و بهترین خاک‌ها.

آن‌زمان که هرچه داری کهنه می‌شود و گیراییش را از دست می‌دهد

آن‌زمان که دیگر حتی دلت هم به طلا بدل شده و احساسات در تو مرده

به چه کسی می‌شود اعتماد کرد

به چه کسی می‌شود اعتماد کرد

آن‌زمان که روزگار نفرین فرا می‌رسد و

به هرچه، به هرچه، به هرچه که دست می‌زنی بدل به طلا می‌شود، طلا

به هرچه، به هرچه، به هرچه که دست می‌زنی بدل به طلا می‌شود، طلا

طلا

طلا

طلا

طلا

 

جان می‌دهم که دیگربار احساسات در من زنده شود

هر نوع حسی

اما آه که دیگر حسی ندارم، ندارم، ندارم، ندارم

 

به هرچه، به هرچه، به هرچه که دست می‌زنی بدل به طلا می‌شود، طلا

به هرچه، به هرچه، به هرچه که دست می‌زنی بدل به طلا می‌شود، طلا

طلا

طلا

طلا

طلا

 

دانلود این ترانه

 

************

یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط آزاد جهان وطن نظرات ()
تگ ها: فلسفه بافی و طنز سیاه و دانلود موسیقی و برگردان ترانه