بی‌ماتیک‌ها

*

بچه‌تر که بودم، آن زمانی که سریال اوشین به راه بود و خانم‌ها همگی مو فوکول می‌کردند و اوپل و بلوزهای گشاد دهةهشتادی مد بود و آرایش‌های غلیظ، عادتم و عشقم این بود که خوب صبر کنم تا مادرم کارهای روزانه‌اش را تمام کند؛ آنوقت خیلی بیصدا می‌خزیدم توی آشپزخانه و کنارش می نشستم و تماشایش می‌کردم که توی باریکة نور آفتاب نشسته بود و چای می‌خورد. گه گاه هم پیش می‌آمد که سیگاری آتش می کرد، هربار فقط یک نخ.

از آن روش سیگار آتش زدنش خوشم می آمد و آنطوری که دود کدرش را از لای لبهای بی ماتیکش و از توی سوراخ های بینی ادری هپبورنی‌ایش بیرون می‌داد. و دود می‌پیچید به گیس‌های کوتاه فندقیش و بالا می‌رفت و بعد ... بعدش مهم نبود. من فقط چشمم به او بود.

می نشستم او را تماشا می‌کردم که چطور عسل چشمانش در گرمای آفتاب کش می‌آمد. روشش نوشیدنِ داغ داغِ چای بود. داغی چای در گرمای آفتاب. همینکه می توانست چای را داغ بخورد در نظرم او را بدل به یکجور ابَرمرد می کرد. و آنطوری که سیگار را بین انگشتانش بازی می‌داد هیچ کابوی هفت‌تیر کشی نمی‌توانست.

در آفتاب می نشست و با چشم‌های گربه‌ایش به یکجایی که نمی فهمیدم کجا خیره می‌شد، و من به او. برای سال‌ها همین بزرگترین سینمایی بود که بی آنکه بدانم سینماست سرگرمم می‌کرد. تماشای یک زن چشم گربه‌ای بی‌آرایش که مثل یک ماده یوزی که شکارهای روزانه‌اش را کرده باشد، بر دهانة کنامش آفتاب می گرفت و همزمان بچه‌یوزش را شیر می‌داد.

 

**

جلوی آینه که می‌ایستم شباهت چندانی بین خودم و آن روزهای مادرم نمی‌بینم. خطوطی که برای دلداری به خودم نام خطوط رنج را به آنها داده ام پای چشمانم را نقاشی کرده اند. تنها شباهتمان شاید پف هنوز جوان ماندة چشمان نیمچه گربه‌ایم باشد و پیشانی بلندم که مادرم می‌گوید از مادربزرگم به ارث برده‌ام اما در اصل از خودش و مادرش به همراه هم ارث گرفته ام. نمی‌دانم من زودتر از موعد پیر شده ام یا این مادرم بود که مثل زن برفی « کوایدان » تا سالها و سالها که من بچه‌تر بودم پیری و زمستان در نظرم راه به اندامش نداشت.

 

Audrey Hepburn 

 

***

یک فیلمی هست به اسم « اسامه ». داستان یک مادربزرگ، یک مادر، و یک دختر افغان. این فیلم به یک تیغ می‌ماند که راست می‌رود توی جگر.

برقع کوتاه و بلندش فرقی نمی کند. همه جا هست و هرجا به یک طرح و رنگ.

 

Sharbat Gula در گذر هفده سال

عکاس:Steve McCurry

 

 

****

Coldplay - Magic - 2014 (download link


Call it magic, call it true
I call it magic when I'm with you
And I just got broken, broken into two
Still I call it magic, when I'm next to you

And I don't, and I don't, and I don't, and I don't
No I don't, it's true
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
Want anybody else but you

I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
No I don't, it's true
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
Want anybody else but you

Ooh ooh ooh

Call it magic, cut me into two
And with all your magic, I disappear from view
And I can't get over, can't get over you
Still, I call it magic, such a precious truth

And I don't, and I don't, and I don't, and I don't
No I don't, it's true
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
Want anybody else but you

I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
No I don't, it's true
I don't, no, I don't, no, I don't, no, I don't
Want anybody else but you

Wanna fall, I fall so far
I wanna fall, fall so hard
And I call it magic
And I call it true
Call it magic

Ooh ooh ooh
Ooh ooh ooh
Ooh ooh ooh
Ooh ooh ooh

And if you were to ask me
After all that we've been through
"Still believe in magic?"
Well yes, I do
Oh yes, I do
Oh yes, I do
Oh yes, I do
Of course I do

 

کلدپلی ـ جادو ـ 2014

 

این جادو ست، واقعا که جادو ست

این بودنم در کنار تو جادو ست

و تازگی‌ها که شکست خورده‌ام، شکست خوردنی

باز هم این بودنم در کنار تو جادو ست

 

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة من؛ این حقیقتیست.

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة منست که از تو دور بمانم

 

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة من؛ این حقیقتیست.

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة منست که از تو دور بمانم

 

این عشق جادو ست، جادویی که مرا در هم می‌شکند

بدان که این جادوی تو مرا از زمین محو می‌‌کند

بدان که حریف قدرت تو نمی‌شوم، نه نمی‌شوم

و همچنان، این قدرت را جادو می‌دانم، یکچنین حقیقت پر ارزشیست جادوی تو

 

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة من؛ این حقیقتیست.

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة منست که از تو دور بمانم

 

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة من؛ این حقیقتیست.

و این خارج از ارادة منست، خارج، خارج، خارج،

خارج از ارادة منست که از تو دور بمانم

 

حاضرم از این عشق سقوط کنم، بد سقوطی

حاضرم از این عشق سقوط کنم، سخت سقوطی

و این دیوانگی جادو ست

واقعا که جادو ست

این دیوانگی جادو ست

 

و از پس این روزگاری که با هم گذرانده‌ایم

اگر از من بپرسی که

آیا هنوز به جادو باور دارم

باید بگویم که بلی که باور دارم

بلی که باور دارم

بلی که باور دارم

بلی که باور دارم

البته که باور دارم

*******

 

 

 

/ 5 نظر / 24 بازدید
زگیل خان

واوووووو. بسیار عالی. مرسی بابت لینک آهنگ. و مرسی ترترتر بابت ترجمه قشنگش. و تشکر ویژه برای قرص. [نیشخند] البته مزه قرص مشکوک بود، بگمونم معتاد شدیم رفت.

زگیل خان

درباره سیگار هم، چیزی که در مورد بنده جالبه، اینه که بشدت از سیگار بدم میاد. دست خودم نیستا ولی واقعا بدم میاد بکشم. عوضش، اونقدر دوست دارم این عکسهای هنرپیشگان غربی (البته و مسلما خانمهاش) رو که در حال سیگار کشیدن هستن. این علاقه اونقدر از من فوران میکنه، که در اف بی هم هر کی عکس سیگار کشیدن جالب، پیدا میکرد، برام میزاشت. پ.ن: البته علاقه ام (و عکسهایی که بهم هدیه میشه) بطور نامساوی تقسیم شده بین عکس سیگار کشیدن و پیشی ها.

محسن

امیدوارم مادرتون همیشه پایدار باشن ... دیروز 85امین سالگرد تولد آدری بود ... به شخصه تو سینما لولا مائی(آدری هپبورن) صبحانه در تیفانی رو با هیچی عوض نمیکنم ؛ حتی با جلسومینای فلینی در جاده ... به لحاظ پرداخت شخصیت و ریزه کاریهای فیلمنامه ای میگم ، فکرتون جای دیگه نره خدای ناکرده!!

setareh

mahsharrrr bood, yeki az zibatarin tosifate momkennn. vaghannnn marhabaaa speechless shodam dige keep going on

setareh

rasti music video magic ham awesome bood, age nadidi hatman bebinn, loved it