ابردختر

 

******************

 

برای

فریناز خسروانی

 

******************


 

ReamonnSupergirl- 2000

 

You can tell by the way, she walks that she's my girl 

You can tell by the way, she talks that she rules the world. 

You can see in her eyes that no one is her chain. 

She's my girl, my supergirl. 

And then she'd say, it's Ok, I got lost on the way 

but I'm a supergirl, and supergirls don't cry. 

And then she'd say, it's alright, I got home late last night, 

but I'm a supergirl, and supergirls just fly. 

And then she'd say that nothing can go wrong. 

When you're in love, what can go wrong? 

And then she'd laugh the nighttime into the day 

pushing her fear further long. 

And then she'd say, it's Ok, I got lost on the way 

but I'm a supergirl, and supergirls don't cry. 

And then she'd say, it's alright, I got home, late last night 

but I'm a supergirl, and supergirls just fly. 

And then she'd shout down the line tell me she's got no more time 

'cause she's a supergirl, and supergirls don't hide. 

And then she'd scream in my face, tell me to leave, leave this place 

'cause she's a supergirl, and supergirls just fly 

Yes, she's a supergirl, a supergirl, 

She's sowing seeds, she's burning trees 

She's sowing seeds, she's burning trees, 

Yes, she's a supergirl, a supergirl, a supergirl, my supergïrl..

 

 

Reamonn ـ ابردختر ـ 2000

 

از شیوه‌ی راه رفتنش، می‌شود فهمید که او دختر موردنظر من است

از شیوه‌ی حرف زدنش، می‌شود فهمید که او بر دنیا فرمان می‌راند

می‌شود از چشمانش خواند که هیچکس نمی‌تواند قفسش شود

او دختر مورد نظر من است، ابردختر موردنظر من.

او معمولا می‌گوید مشکلی نیست که راهم را گم کرده‌ام، چراکه

من یک ابردخترم، و ابردخترها گریه نمی‌کنند.

و او معمولا می‌گوید مشکلی نیست که دیشب دیر به خانه برگشتم، چراکه

من یک ابردخترم، و ابردخترها توانایی پرواز دارند.

و او معمولا می‌گوید هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.

وقتی بر مدار عشقی، چه مشکلی می تواند سد راه باشد؟

و او معمولا شب را با خنده به صبح می‌رساند و

از این طریق ترس را پس می‌زند و دور می‌کند.

او معمولا می‌گوید مشکلی نیست که راهم را گم کرده‌ام، چراکه

من یک ابردخترم، و ابردخترها گریه نمی‌کنند.

و او معمولا می‌گوید مشکلی نیست که دیشب دیر به خانه برگشتم، چراکه

من یک ابردخترم، و ابردخترها توانایی پرواز دارند.

و او معمولا راه پیشروی بیشتر را می‌بندد که بگوید دیگر برایم وقت ندارد، چراکه

او یک ابردختر است، و ابردخترها از حقیقت فرار نمی‌کنند.

و او معمولا در صورتم فریاد می‌زند که بروم، که بروم  و از او دور شوم، چراکه

او یک ابردختر است، و ابردخترها توانایی پرواز دارند.

آری، او یک ابردختر است، یک ابردختر،

او بذرپاشی است که درختش را به آتش می‌کشد

او دانه می‌کارد و نتیجه را به آتش می‌کشد

آری، او یک ابردختر است، یک ابردختر، یک ابردختر، ابردختر موردنظر من

 

 

برای دانلود به اینجا مراجعه کنید

 

******************

 

/ 3 نظر / 17 بازدید
زگیل خان

مرسی. هم از آهنگ زیبا و هم ترجمه دلنشینش.