آرزوهایی که همیشه آرزو می‌مانند

 

می‌دونم که می‌ترسی. از ما می‌ترسی. 

از تغییر می‌ترسی.

نمی‌دونم در آینده چه اتفاقی میفته. نیومدم که بهت بگم این داستان آخرش چی می‌شه.

اومدم که بگم قراره چه‌جوری شروع بشه.

من این تماس رو قطع می‌کنم و

بعد به این مردم اون چیزی رو نشون می‌دم که شما نمی‌خواین ازش چیزی بدونن.

من می‌خوام بهشون دنیایی رو نشون بدم که شما توش جایی ندارین.

دنیایی بدون قوانین و بدون نظارت، بدون هیچ مرز و هیچ محدودیتی.

دنیایی که در اون هرچیزی امکان‌پذیره.

اینکه ما تا کجا بتونیم پیش بریم دیگه به خودت برمی‌گرده.

 

*************

 

The Matrix – 02:7:59 to 02:08:38

 

 

*************

 

 

بدجوری دوست داشتم دنیا در همان سال 99 متوقف می‌ماند. ست سپیدرنگ سیستم با آن مانیتورهای لامپ کاتدی و ماوس‌های پین‌دار و اسپیکرهای غول‌پیکر. موبایل‌‌های سایز آجرِ آنتن‌دار. گیس‌های فرق وسط بلند برای دخترها و زلف‌های کوتاه ژل زده‌ی مدل سیخ تو پریز برای پسرها. ظهور تاپ و تی‌شرت‌های شکم‌نما. درخشش جذاب لباس‌های چرمی....

 

جهان پیش از ظهور غائط‌مال القاعده و داعش و موبایل‌های هوشمند.

 

**********

 

پ.ن1:

اول ماوس و کی‌بوردم رفت، بعد سرعت کیس سیستمم کم آورد، هفته‌ی پیش هم پاور مانیتورم سوخت. از گذشته یک مغز لعنتی مانده و مانیتوری پانسمان‌شده و اسپیکرهایی همچنان قدرتمند.

 

پ.ن2:

هر بار که این فیلم را تماشا می‌کنم باز هم برایم تازه است.

 

پ.ن3:

ماشین زمان جایی سراغ دارید؟

 


/ 3 نظر / 66 بازدید
نصیرالدین جعفری

پاراگراف دوم خیل جالب بود. فقط من معنی "غائط‌مال " را متوجه نشدم. [گل] ماشین زمان در ذهن همه ما وجود دارد اما چیز جالبی نیست.

زگیل خان

انصافا ماتریس چیز دیگری بود، فقط هم ماتریس یک رو پسندیدم. از اون فیلمهاست که بیش از 10 بار دیدمش (بهمراه ارباب حلقه ها خصوصا قسمت 2). خوش به حالت که میدونی چه زمانی رو برای متوقف شدن یا برگشتن میخای انتخاب کنی. ماشین زمان هم داشته باشم واقعا نمیدونم کجا میخام برم. گرچه همیشه یک گزینه برای رفتن هست. زمون دایناسورها. اگه ماشین زمانت رو یافتی و اگه از دهه 90 هم خسته شدی، بیا پیش دایناسورها، توی گوشه غار یک جا برات نگهمیدارم.

زگیل خان

جانم؟؟؟ مارمولک دوست داری؟ [اضطراب] دایناسور رام کنیم؟؟؟ [اضطراب] ببین عزیزم، من یه وقتایی حالم خوش نیست، یه چیزایی میگم. شما جدی نگیر.من از مارمولک چندشم میشه. [منتظر] حالا درسته میخام برم زمون دایناسورها، اما قصدم رام کردنشون نیست. میخا کلا از شر دوپایان خلاص بشم. پس اگه قصدت مثل قصد ماست، خوش میایی، وگرنه عمرا باهات همسفر نمیشم. [اوغ]