من و عکاسی با موبایل گوشتکوبی

 

یه تیکه از زمین هست که هرچند وقت یکبار با خانواده می‌ریم تماشای قشنگیاش. البته اوج قشنگیش توی تابستونه که زحمتای بابا به ثمر میشینه. منم که فقط کارم اینه که از زیر کار در برم و آلوچه و چاقاله بجوم و دور بگردم.

 

 

*

 

از کشفیات جدیدم اینکه دو تا تپه بالاتر از تپه‌ی ما، یه خانواده‌ی خیلی موفق موش صحرایی زندگی می‌کنن. قبل از عید دیده بودمشون که با هم بازی و شادی می‌کنن اما این جمعه بالاخره تونستم آشیونه‌ی عشقشون رو هم کشف کنم.

 

*

دیگه اینکه سیزده بدر با یه خانوم هاپوی ناز دوست شدم که اواخر روز تصمیم گرفت حتی با ما بیاد زندگی کنه اما بابا گفت:«خیر! همین آقا نون‌قندی و پی‌پی خانم تاپاله‌ساز کافیته. هاپو دیگه می‌خوای چیکار؟!»

از اون موقع به بعد هاپومو ندیدم. تف تو روح شهرداری و طرح جمع‌آوری هاپوهاشون.کلافه 

همه‌ی آرزوم اینه که هاپوم هنوز زنده باشه و یه نفر به فرزندی قبولش کرده باشه.

 

 

 

*

بعد هم اینکه چندتا تپه اونطرف‌ترتر هم یه خونه‌ی زمان طاغوتی متروکه هست که یه ایوان بزرگ داره و یه استخری که کم از دریاچه نداره اما چندوقته آبش رو خالی کردن و حسرت به آبتنی مشتی رو به دلم گذاشتن. : ((

یعنی تو کف‌شم که چی می‌شد اگه یهو یه وصیتنامه‌ای از صاحاب خونه کشف می‌شد و من در اون وارث اصلی می‌بودم. نه، آخه واقعا چی می‌شد؟!

 

 

 

خلاصه اینکه جای همه‌ی دوستام خالی، حال و هوایی دارد این تپه‌زار. به قول مرشد و مرادمون:

 

گویند بهشت و حور و کوثر باشد

جوی می و شیر و شهد و شکّر باشد

 

پر کن قدح باده و بر دستم نه

نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

 

 

*****************


/ 2 نظر / 22 بازدید
نصیرالدین جعفری

من چهل و یک سال اول عمرم را در گیر باغ و باغداری بودم و روزگار جالبی بود. بگذریم. عکس های اول و سوم خیلی عالی است. لطفا عکاسی را جدی بگیرید. [گل]

زگیل خان

بنده هم علاقه شدیدی به زندگی در طبیعت دارم اما نه این طبیعتی که شما میگی. ترجیح میدم در جزیره برادر بزرگوار، رابینسون جایی پیدا کنم و با جانوران دوست داشتنی (بجز این جانور دو پای نفرت انگیز اسمش رو نبر)، زندگی رو به خوبی و خوشی بگذرونم. البته نت و برق و گاز هم در دسترس باشه. و همچنان که استاد در پست قبل فرمودند، عکسها جالبه. ادامه بدید. شاید روزی هوس کردی و یک فتوبلاگ زدی. من کلا از دوربین متنفرم، دوربین هم از من بیزاره. واسه همینه که من از هیچی عکس نمیگیرم و هرکی هم که از من عکس میگیره، یا چشمام چپه، یا دهنم یکوریه، یا کج و کوله ام، یا .... .