من؛ مارگیسوی خطرناک

من یک دیو ام. از وقتی یادم هست اینطوری بودم. حالا یک دنیا هم بیایند و بگویند نیستی تمامشان حرف مفت می‌زنند.

من کافیست سر بالا کنم و یک آتش کوچک از چشم‌هایم بجهانم تا یک الی شش نفر درجا نیست بشوند. کافیست انگشت میانی و شستم را روی هم بگذارم و اندامم را هفت دور در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانم تا میانگین هفده نفر چشم‌هاشان تالاپی از چشمخانه بجهد بیرون و سقط شوند. 

اگر دامنة موج صدایم از دو وجب و نیم  بشود دو وجب و نیم و خورده‌ای، چند نفر را می بلعم. اگر نعره یا قه‌قه بزنم هجده نفر و نیم نفله می‌شوند. اگر جورابم سوراخ بشود و ناخن انگشت شست‌ پایم که رنگ خون خشک‌شده دارد بیرون بیفتد دست‌کم دو نفر درجا نفسشان می‌گیرد و خشک می‌شوند. 

اگر این مارهایی را که زیر این گونی سیاه افسارشان زده‌ام به نحوی سر بیرون بکشند و در ملا‌عام فس‌فسشان بگیرد که دیگر هیچ؛ یک چیزی در حدود سی میلیون نفر درجا پشت‌سرم توی جاده قِل‌قِل می‌زنند توی سوراخ جهنم! 

من یک همچین دیو خطرناکی هستم، و از این نوع من، فقط و فقط در این خراب‌شده وجود دارد. لذا فاصله‌تان را با من حفظ کنید. من دیوی هستم که زن نام دارد!

 

ارادتمند

مارگیسو دوزخیان اصل ایرانی

 

 

***

/ 7 نظر / 24 بازدید
زگیل خان

واوووو. چقدر خطرناک. البته از اونجایی که ما عمریست جهنمی هستیم، مسلما مارگیسوی دوزخی رو میدوستیم. پ.ن: یعنی چه شده که دنبال منطق در اونجایید؟

setareh

yani yeki az behtarin chizha ine ke laptopeto ke dorost shode pas begiri, biyay to webloge doostet va koli ghah ghah bekhandi az in neveshtash! aaali bood mesle hamishe, rooham shad shod missed u kisss

سپیده

هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به "ســيــنـــه" بي قرار است هنوزم خواب ميبينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است همان مردي که جمعه آيد روزي ... و اين پايان خوب انتظار است ولادت باسعادت حضرت مهدی مبارک!!! [گل]

سپیده

برای همدل ِ خود لازم نیست همه چیز را بگویی تا او اندکی از تو را بفهمد ؛ بلکه کافی است اندکی بر زبان بیاوری تا او همه ی تو را دریابد...[گل]

علی اماده

میدونید چیه از اول داشتم یکم ریز میخندیدم تا جایی که رسید اسم این دیو زن نام دارد تشبیه جالب وخنده داری در کل متنتون دیده میشد اما این قسمت اخر یه جوریه اخه یعنی چی زن نام دارد. فکر کنم این متنوت که خدا کنه تعنه امیز باش اون یکی متنوت اون یکی متنتون که اسمش حرف هایی برای نوشتن بود رو نبینه چون واقعا متضاد اند راستی به وبلاگم بیاید ومفصل توضیح بدید اصلا از نقدها وپیشنهادهای من خوشتون میاد